My Immortal lyrics
I'm so tired of being
here
Suppressed by all my childish fears
And if you have to leave
I
wish that you would just leave
'Cause your presence still lingers here
And
it won't leave me alone
These wounds won't seem to heal
This pain is
just too real
There's just too much that time cannot
erase
When you cried I'd wipe away all of your
tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your
hand through all of these years
But you still have
All of me
You
used to captivate me
By your resonating light
Now I'm bound by the life
you left behind
Your face it haunts
My once pleasant dreams
Your voice
it chased away
All the sanity in me
These wounds won't seem to
heal
This pain is just too real
There's just too much that time cannot
erase
When you cried I'd wipe away all of your
tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your
hand through all of these years
But you still have
All of me
I've tried so hard to tell myself that
you're gone
But though you're still with me
I've been alone all
along
When you cried I'd wipe away all of your
tears
When you'd scream I'd fight away all of your fears
And I held your
hand through all of these years
But you still have
All of me
suppresse:موقوف شده
presence:حضور
linger:مردد بودن.درنگ و تاخیر کردن
wound:زخم
heal:التیام
erase:از بین بردن آثار چیزی.محو کردن
wipe:بوسیله مالش پاک کردن.زدودن
captivate:شيفتن ،فريفتن ،اسير کردن
resonate:تشديد کردن ، پيچيدن ، طنين انداختن
bound:کرانه.محدوده
haunt:خطور.پيوسته امدنبه
pleasant:خوش ايند،دلپذير
chase:دنبال کردن.تعقیب کردن
sanity:سلامت عقل
((تقدیم به هم اطاقی خوبم"نیلوفر contactهام"))
معنی کلمه هارو هم گذاشتم چون میدونستم تنبلی
ها ها ها .....
(راستی تولد حدیث نازم هم مبارک)
تولد تو هم که جای خودش.......
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 18:36  توسط سمیرا.نیلوفر
|




دوست دارم سمیرا
برای روز میلاد تن خود من آشفته رو تنها نذاری

برای دیدن باغ نگاهت میون پیکر شبها نذاری....
*********
همه تنهاییا با من رفیقن منو در حسرت عشقت نذاری !
برای روز میلاد تن خود منو دور از دلو دیدت نذاری!
*********
دلم دلتنگه و مهرتو میخواد دلم رو در پی غمها نذاری...

میام تنها توی قلبت میشینم منو قلبت رو جایی جا نذاری!!
********
عزیزم جشن میلادت مبارک...

منو اون سوی جشن دل نذاری!
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 13:50  توسط سمیرا.نیلوفر
|
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی، چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبرداری یا نه
هنوز شور عشقو به سر داری یا نه
تو دونسته بودی، چه خوش باورم من
شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی
تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
من اون ماهو دادم به تو یادگاری
((تقدیم به سمیرای عزیزم که همین روز ها تولدشه))
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 21:2  توسط سمیرا.نیلوفر
|
اریا:
از اينها كه بگذريم مي خوام چند تاانتقاد بكنم
1- قالب وبلاگ ساده و قديميه
2- متن ها تون كوتاه و شهر هاتون هم بي پايانه يعني پايان نداره
3- فقط براي رفع تكليف آپ مي كنيد
4- بي حوصلگي شما و احترام نذاشتن به مخاطب كاملا مشهوده
5- هيچي از خودتون نمي گيد ............در حالي كه نيلي گفته بود از خودمون بيشتر مي گيم
6- قسمت معرفي وبلاگ هم كه خاليه ...................
7- آمار وبلاگ بسيار پايينه (بايد دوستيابي و ثبت لينك بكنيد تو لينك با كس ها )
8- يكنواختي وبلاگ حوصله بازديد كننده دائمي مث من رو سر مي بره
9- استفاده نكردن از هيچگونه فلش و عكس و .............
10- استفاده نكردن از حداقل يه كد جاوا براي زيبايي وبلاگ ........
11- سر تو شلوغه كلا بي خيال وبلاگ بشيد بريد پي كارتون ما رو هم علاف نكنيد ديگه
12- .............................................. اين نقطه ها بقيه انتقادت بود كه بعدا مي نويسم
خوب ناراحت كه نشديد ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته من مي دونم الان چي مي گيد پيش خودتون
نيلي داره مي گه (تو دلش ) : اي بابا آريا ما كه مث تو بيكار نيستيم .ولمون كن .اما داره دنبال يه جمله محترمانه مي گرده كه سر هم كنه و بياد به من بگه ............
سميرا (تودلش ) : آخه بچه پرو هنوز نيومده پسر خاله شدي ....برو رد كارت حالا ما يكم بهت احترام گذاشتيم ......علاف بيكار ما كه مث تو بيكار نيستيم ........ هي بريم دنبال اين كارا
خوب مامان رو ببوسيد و بريد بخوابيد ديگه دير وقته
راستي نيلي خانم ديگه از ما خوشت نمياد آره ؟
حس شيشم اينو ميگه ...................
نيستي چي شد اون جا به جايي صورت نگرفت
نیلی:
سلام به همگیتون
دوستون دارم و مرسی که به ما سر میزنین
و مرسی از نظرات زیباتون.
این پست رو به جواب دادن به یه انتقاد زیبا از یکی از بهترین دوست های بلوگفام اختصاص میدم
انتقاد رو میتونین بالا بخونین
1.قالب وبلاگم رو دوست دارم به خاطر سادگیش و اینکه یه هدیه هست از یکی از دوستهای خوبم.
2.من شعر هامو خودم میگم اگه کوتاهن چون هنوز اینقدر ماهر نشدم که شعر های طولانی تر بگم
ولی در مورد اخر نداشتن شعر هام اینجوری فکر نمیکنم.
3.کسی نه منو نه سمی رو مجبور به اپ کردن نمیکنه. من هر وقت اپ میکنم واقعا به گذاشتن مطلب نیاز دارم که این کار رو میکنم. و برای وبلاگم ارزش زیادی قائلم.
4.این نظر شماست. من فکرنمیکنم تا حالا بی احترامی به کسی کرده باشم. اگه اینجوری هست منو ببخشید
قصدم این نبوده.ولی من تمام کسانی رو که توی وبلاگمون میان دوست دارم پس بهشون احترام میذارم.
5.این کارو حتما میکنیم. مرسی اریا جون از یاد آوری تو.
6.معرف وبلاگ ما مطالبی هست که توش میذاریم ولی واسه اینم یه فکری میکنیم با هم (منو سمی)
چون اریا جون میخوان.
7.امار وبلاگ پایین باشه یا بالا مهم نیست. مهم اینه که دوست های خوبی مثل تو و شادی و حدیث و امید و خیلی های دیگه داریم که خوب بودن وبلاگ ما براشون مهمه. مرسی از همتون مخصوصا کسانی که اسمشون رو نبردم
8.هر وقت دیدی که حوصلت سر میره برو بازی انلاین خیلی حال میده.
9.اینو قبول دارم ولی کد های جاوا رو که دوست ندارم. چند بارم گذاشتم و برداشتم.
ولی عکس رو حتما.
10.همون بالایی.
11.شما اگه کار های مهم تری داری به اون ها برس وقتت رو واسه ی وبلاگ مزخرف ما تلف نکن ناناز.
12...........................................اینم جواب به بقیه ی انتقاد ها بود که بعد از مطرح شدن حتما می نویسم شون.
نه ناناز نه من نه سمیرا از انتقاد یه دوست ناراحت نمیشیم.
نه من نه سمیرا اون حرفارو نمیزنیم.
اتفاقا با این انتقاداتت بیشتر ازت خوشم اومد. نه اون جا به جایی صورت نگرفت. یعنی الان دیگه خودم علاقه ای ندارم چون این ترم درسای سختی گرفتم 16 واحد سخت اختصاصی دارم و 4 واحد عمومی.
یکم وقتم پره و هر روز دانشگاه هستم پس نمیتونم...
اینا رو نوشتم که همتون بدونین تک تکتون واسه منو سمی مهمین و نظراتتون هم...
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 20:46  توسط سمیرا.نیلوفر
|
سمی:
بی قرار توام و دردل تنگم گله هاست
آه.....بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست!
برای اولین بار سلام......!
اولین بار رو فقط فقط از نیلو میگم .....!
از اونی که همیشه با حرفاش خندیدم.......!اونی که بعد از چند سال دوستی تازه دارم میشناسمش.......!
تازه دارم اون دل پاک ولطیفش رو حس میکنم.....! تازه دارم می فهمم که چقدر دوسم داره و......
بالاخره از اونی که هنوزم که هنوزه نمیدونه که قد وسعت چشماش دوسش دارم!!
میخوام بدونه که حاضرم یه قطره آب بشم تا عکس رخش تو دلم بمونه.......مثله خود مهتاب.....
+
نوشته شده در دوشنبه 23 مهر1386ساعت 16:14  توسط سمیرا.نیلوفر
|
باز هم نیلی:
در عبور از کشتار گاه سگ باش
اینبار دیگری باش
تا دیگری تو باشد
تا تو بودن او، او بودن تو را برتابد
در حادثه ی تلخ مرگ آخرین شقایق
و ناباورانه
فردا به اندازه ی ما از آن ماست...
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 10:42  توسط سمیرا.نیلوفر
|
نیلی:
بازم سلام به همتون
نمیدونم چه جوری شروع کنم
ولی حالا که خیلی هاتون میپرسین که سمیرا کجاست یا چرا سمی آپ نمیکنه
باید بگم که این وبلاگ در اصل مال من نیست مال من و سمیراست یعنی بیشتر مال
سمیراست
از اولش هم قرار نبود اینجوری باشه
قرار بود این وبلاگ خاطرات من و سمیرا باشه
خاطراتی که هر وقت یادشون می افتم اشک حسرت توی چشمام جمع میشه
کاش روزهای با سمیرا بودن تمومی نداشت.(اخر شاعرانه)
ولی حالا که من اینجام و سمیرا...
اسم خوشکل وبلاگ هم انتخاب سمیراست.
هر وقت سمیرا بیاد از خودمون بیشتر مینویسیم.
ولی سمی اگه اومدی و این آپ رو خوندی بدون اون روزی که بیام و ببینم که تو
آپ کردی واقعا خوشحال میشم.
به اندازه ی همون روزی که...
میدونم که میای و مطالبم رو میخونی
ولی کاش آپ میکردی. بخدا مثل دیوونه ها هر وقت میام توی وبلاگ منتظرم که
وبلاگ آپ شده باشه.
ولی هر بار دریغ از یه کامنت مفت که گذاشته باشی.
تو که ازین عادتا نداشتی که منو جایی تنها بزاری.
میدونم سمی اونی رو که الان داری با خودت میگی میدونم و درکت میکنم
ناناز نیلی.
ولی زودتر بیا
.
منتظر روزیم که وبلاگو باز کم ببینم نوشتی:
بی شعوووووووووووور
.
آبروتم بردم
.
خیلی دوست دارم سمیرا.
خیلی....
+
نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 18:27  توسط سمیرا.نیلوفر
|
نیلی:
امروز حالم گرفتس باز. چند روزی نبودم ببخشید.
همین دیگه ببخشید و اینا.
این شعره هم الان خودش یهو اومد اگه بده ببخشید.
نمیدونم چرا الان اینقدر احساس گناه میکنم. همش میخوام همه منو ببخشن.

....ما در مسیری سبز به سوی مسلخ نور میشتابیم
ما در اوج آسمانی ابی پایین تر از اعماقیم
از دست هایمان بوی نخوت و خون میچکد
میدانیم
میبینیم
و فقط میدانیم و میبینیم
مسخ شده ایم که اینگونه بر سری بر دار لبخند میزنیم....
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 15:53  توسط سمیرا.نیلوفر
|
نیلی:
سلام
تنها توضیحی که میتونم در باره ی این پست بدم اینه که:
من قصد توهین به هیچ قشر خاصی رو ندارم حتی حشرات عزیز . و تجزیه طلب هم نیستم.
و غلط دیکته ای هم بلامانع می باشد چون از بچگی دیکتم بد بووود
.
تازه یه بار بجای صابون نوشتم صابان
.
اخه فکر می کردم معلمه داهاتی هست که میگه صابون کلی هم خوشحال بودم که نکتشو گرفتم
.
روح والای یک حشره:
....
پریدن در هوای نور
تمام مقصدم این بود
ولی دیشب تصادف کردم و
تاوان این سودا چه سنگین بود
....
پس از مردن مرا معلوم شد دیشب
تمام زندگی یک سو ء تعبیر است
کلاس مرگ من بسیار پایین بود
....
چراغ جاده و نوری که می جستم
دریغا
منبعش باتری ماشین بود!!!
....
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 19:10  توسط سمیرا.نیلوفر
|
نیلی:
سلام
این شعر مال خودم نیست ولی خیلی خوشکله یه جور جاذبه منفی داره
اخر فضا سازیه:
.....
نگاهت زرد میشود
از نگاهت برگ میریزد
ریز ریز برگ میشوی
از تو درخت میریزد
تو از درخت بالا میروی
تو از نگاه بالا میروی
بلندی از نگاه تو ریز میشود
نگاه درخت از زیر برگ بالا میریزد...
((فقط برای کسی که منتظر نوشته های منه))
+
نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 16:10  توسط سمیرا.نیلوفر
|
نیلی
:
پاییز نبوده ام که به یکباره بهار شوم در پس چشمان
بی فروغت.
نگاه گرمت داغ تر از ان است که یخ بستگی چشمان
نیمه بازم را جویبار کند.
از دهلیز سکوت رهاند ه ام حنجره ام را که فریاد میزند
صدا را در پوچی درونت.
پس من ان نیستم که بگویی بگو و هیچ نگویم تو را
که بند بند استخوانت افسانه ی بی داوری هاست.
گفته ای هر انچه را میبایست پس... هییس....
!
برای تمام دگر اندیشانی که میکارند بذر کهنگی بر سنگفرش و می پندارند که بگو از سلام زیبا تر است
((این پست عاشقانه یا نفرتانه نیست.طنز تلخ یست که به غمخانه مراست))
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 13:2  توسط سمیرا.نیلوفر
|
....
نیلی:
شاید درست نیست که بدون سمی اپ کنم ولی واقعا از وقتی وبم فیلتر شده
دلم لک زده واسه نوشتن چترال
برای شروع یکی از شعرای خودمو که میدونم سمیرا خیلی دوستش داره میزارم اینجا همه لذت ببرن
....
میدانم امشب تشنه خواهی شد
لیوان ابم را کنار ساقه هایت می گذارم باز
اما نمی دانم چرا هرروز بیش از پیش
برگ ظریفت زرد میگردد
یک ماه دیگر هم لیوان ابم را........
+
نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 17:23  توسط سمیرا.نیلوفر
|
سمی جونم سلام
خوبی نانازی؟
هاها اینم ازین . البته ببخشید که بهانش اونی نیست که تو دوست داری .
ولی اینم خوبه نه؟
این پست رو وقتی خوندی پاکش کن زشته
+
نوشته شده در دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 13:45  توسط سمیرا.نیلوفر
|